بديع الزمان فروزانفر

41

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

حكايت يكم : عاشق شدن پادشاه بر كنيزكى و خريدن پادشاه كنيزك را ب 323 - 36 ، ص 147 - 41 فهرست مطالب : 1 - مأخذ و نقد و تحليل داستان ، ص 50 - 51 2 - لغات و تعبيرات ، ص 51 3 - مباحث كلي ، ص 53 - 52 4 - شرح ابيات ، ص 147 - 54 [ مأخذ و نقد و تحليل داستان ] منشأ اصلى اين داستان چنان كه در مآخذ قصص و تمثيلات مثنوى نقل كرده‌ام ( انتشارات دانشگاه طهران ، ص 3 ) حكايتى است كه علىّ بن ربّن طبيب ايرانى كه در نيمهء اوّل قرن سوم شهرت يافته در كتاب فردوس الحكمة ( چاپ برلين ، ص 538 ) نقل كرده است و نظير آن حكايتى است كه ابو محمّد عبد اللَّه بن مسلم بن قُتَيْبهء دينورى ( متوفّى 276 ) كه معاصر علىّ بن ربّن بوده در كتاب عيون الاخبار ( طبع مصر ، ج 4 ، ص 133 - 131 ) ذكر كرده و اين نوع فراست را به حارث بن كَلدهء ثقفى طبيب عرب در اواخر عهد جاهليّت نسبت مىدهد با اين تفاوت كه اين طبيب عربى بوسيلهء باده پيمودن به مريض ، عشق او را بزن برادر خود آشكار ساخته و عاشق پس از كشف راز ، سر در بيابان نهاده و باز نگشته و بدين مناسبت او را « فَقيدُ ثَقيفٍ » ناميده‌اند ، ابن الآلوسى همين روايت ابن قتيبه را با بعضى اشتباهات در بلوغ الارب ( طبع بغداد ، ج 3 ، ص 134 ) مىآورد و ابو عبد اللَّه محمّد بن ابى بكر مشهور به ابن قيّم الجوزيّة ( 751 - 691 ) اين حكايت را با تفصيل بيشتر و آميخته به طرز علاجى كه در فردوس الحكمة مىخوانيم در كتاب اخبار النّساء ( طبع مصر ، 1319 ، ص 22 - 21 ) نقل مىكند و همانطور كه در مآخذ قصص و تمثيلات آورده‌ام ، نظامى عروضى در چهار مقاله ( طبع طهران ، بكوشش دكتر محمّد معين ، ص 123 121 ) اين طرز معالجه را از ابن سينا و نسبت بيكى از خويشان شمس المعالى قابوس ابن وشمگير از امراى آل زيار ( مقتول 403 ) مىشمارد و آن قصّه به استثناى ملاقات ابن سينا با شمس المعالى درست است زيرا ابن سينا در قانون و بيان علاج مرض عشق ( جمع : حواشى چهار مقاله ، ص 427 - 426 ) مىگويد كه مريضى را بدين روش درمان كرده است و سيّد اسماعيل جرجانى از اطباى بزرگ نيمهء اوّل قرن ششم ( متوفّى 531 يا 535 ) در كتاب ذخيرهء خوارزمشاهى ( تأليف 505 ، باب سوم از جزو دوم از گفتار نخستين اندر عشق ) اين گونه درمان را به ابن سينا